معادله تکلیف و نتیجه
حضرت امام حسین(علیهالسلام) هنگام خروج از مدینه فرمودند: «اَلّلهُمَّ اِنِّی اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ و اَکْرَهُ الْمُنْکَرَ»؛ خدایا، من ارزشها را دوست دارم و از ضدّ ارزشها بیزارم. امام حسین(علیهالسلام) با بیان این شعار، جنبش را آغاز و خروج از مدینه را عمومی و علنی کردند و با همین تعبیر در مزار پیامبر(صلاللهعلیهوآله)، از جدّ خویش خداحافظی و سفر خونین و تاریخی خود را آغاز کردند. معنای تاریخی و فراتاریخی این جمله کوتاه ولی پردامنه، آن بود که بیطرف نیستم و هرگز نخواهم بود.
پس از این قیام، رویههای بسیاری در تاریخ واژگون شد. جنبش کربلا، انسان جدید و جهان جدیدی را ساخت؛ انقلاب، بدون امید به پیروزی، انقلاب با تأکید بر وظیفه، جنبشی برای کشته شدن، برای پیروز نشدن، برای بت شکستن و برای به زیر سؤال بردن مشروعیّت دستگاهی که به دین، تظاهر میکرد و دروغ میگفت. قیامی برای ادای تکلیف و نه الزاماً دستیابی فوری به نتیجه.
آنان که به نتیجه و نه به تکلیف میاندیشیدند، نتیجه نگرفتند و از قضاء جمع اندکی که به تکلیف و نه به نتیجه، میاندیشید، نتیجه گرفت. آنان که تنها برای پیروزی میجنگند، در واقع، برای خود میجنگند؛ با یک پیروزی، مغرور و با نخستین شکست در دستیابی به نتیجهی فوری مادی، مأیوس میشوند. اما آنان که برای پیروزی برنامهریزی میکنند، اما برای وظیفه و نه پیروزی، میجنگند در شکست و پیروزی، به یک اندازه پیروزند و امیدوار.
برگرفته از گفتار حسین(علیهالسلام)؛ عقل عاشق و عشق عاقل